محمد مؤمن بن محمد زمان الطبيب التنكابني ( حكيم مؤمن )
68
تحفة المؤمنين ( تحفه حكيم مؤمن ) ( فارسى )
آلات مخصوصه اين فن كوشيده تا اخوان عالم امكان را بدون تحصيل كتب متعدده ، علم بر اصول و اصطلاحات اين گروه حاصل گردد و طالب اعمال جزئى باشند و تحصيل عامل كنند و از مطالعهء اين مجموعه توانند مدعى لاف و گزاف را آزمود و به فريب معركه آرايانِ بساط تدليس ، سرمايهء معيشت خود را نسوخت . اين طريق مشتمل است بر پنج حل و سه عقد و خاتمه : حل اوّل : در بيان حجر اصطلاحى اين فرقه و بعضى از اصطلاحات ايشان . حل دوّم : در قواعد تقطير و تصعيد و تكليس و مانند آن . حل سوم : در بيان آلات مخصوصهء عمل صناعت . حل چهارم : در قواعد گرفتن بعضى از آنها و تحمير و تبييض و ساير تدبيرات اجزاء . حل پنجم : در بيان بعضى از خواص فلزات و اصلاح آن و آنچه به آن متعلق است . عقد اوّل : در قواعد قمريّه . عقد دوّم : در قواعد شمسيّه . عقد سوم : در قواعد عمل مرواريد و اعمال متفرقه . خاتمه : در خطوط مرموزه . حل اوّل : در بيان بعضى از اصطلاحات اهل صناعت : حجر : عبارت از جزء اعظم اكسير است و اختلاف بسيار در آن واقع شده و هر يك از مهرهء اين فن چيزى را در مطلوب خود جزء اعظم دانستهاند و تدبير آن نمودهاند تا به حد جريان و نفوذ و انصباغ رسيده و قائم النار گشته . نزد بعضى ، حجر عبارت از شعر انسان است و اكثر اهل صناعت در آن متفقاند . نزد بعضى عبارت از زيبق و نزد جمعى كنايه از كبريت است و به تحقيق پيوسته كه تدبيرِ مبيض اين دو اصل را فعل به تبييض و محمِّر [ مجرد ] را عمل تحمير است و شكى نيست كه گاه اصل بارد ، قائم النار و گدازنده گردد و قبول صبغ كنند و اصل حارّ را رفع اشتعال و تسويد شود ، رافع علل متطرفات مىگردند و لهذا به جهت اصلاح آن در ترتيب آثار مذكوره هر يك از اهل اين فن آبى و اجزائى وضع نمودهاند و طريق تدبير بيان كرده . روح : عبارت است از اجزاى لطيفه اجسام كه حامل قوت بوده و نفوذ و صعود و